تبليغاتX
صور اسرافيل اينترنت

##@@@!!##آخرش يه روزي هجرت در خونتو ميكوبه تازه اون لحظه ميفهمي آسمون همه غروبه ##@@@!!##

 

بچه هاي عزيز عجالتا اين رو داشته باشيد تا يه چايي مجازي بخورم و بيام در خدمت باشم.

 

بازگشت همه به سوي اوست!

هموطنان شهيد پرور و هنرمند دوست ، همانطور كه از طريق جرايد و رسانه ي ملي به اطلاع رسيد هفته ي قبل خواننده و رقاص مردمي،مذهبي،بسيجي،مومن و دوستدار اهل دل و سلطان پاپ (مايكل جكسون )بدليل سكته ي قلبي جان به جان آفرين تسليم نمود.

به همين مناسبت فردا بعد از نيمه شب مجلس پارتي بزرگداشتي براي آن مرحوم با حضور مداحان اهل بيت ، كربلايي انريكه و حاج ابي و همراه با ذكر مصيبت خواني براي خواهران توسط حاجيه خانم شكيرا و سيده سلن ديون در محل پايگاه مقاومت بسيج اصحاب المايكل برگزار ميگردد.

حضور شما مردم هنرمند پرور موجب   شادي روح ان تازه سفر كرده ي مجاهد و فقيد خواهد شد.

هيئت رزمندگان اسلام غرب تهران و حومه.

 

 

نوشته شده توسط هوبخت در شنبه 13 تیر1388 ساعت 22:53 | لينک ثابت |

خب همانطور كه در سرخط وبلاگ گفته شده قصد اين است تا صور اسرافيلي باشم براي زمانه خود كه چرند و پرندهاي نسيم شمال رو هم به جاي دهخدا خودم بنويسم با اجازه شما.

اما ميخام از اينجا شروع كنم كه يه محله اي داريم ما به اسم ... ( بعدا اسمشو ميگم) كه اين اتفاقهايي كه من براتون نقل ميكنم از همين محله . خب ميخام همين اول چند نفر از اهالي محترم محل رو خدمتتون معرفي كنم . نفر اول اسمش شاغلامه كه خيلي دوست داره خودشو به بقيه نشون بده و بگه كه من بزرگ محله ام و براي اثبات اين كار هم چند عمل انجام ميده كه اينها خلاصه اي از اونها هستن:

24ساعته كار ميكنه ، صبحونش نون و پنيره ، خاكيه و تو هر خونه اي ميره واسه كمك به اون خانواده يكي از لباسهاي اونا رو ميپوشه! و كلي خصوصيات ديگه كه به خاطر ريا نشدن نميگم و لازمه كه بگم دست نشانده ي كدخداي محله است.

اما نفر بعدي اسمش كدخداست كه صبح تا شب كارش اينه كه بشينه تو قهوه خونده ي مش قنبر(‌حالا بعدا معرفيش ميكنم) و قليون ميكشه و از اونجا بر اوضاع محله نظارت ميكنه و هر شب هم با شاغلام و تيمور آجان آخرين تحولات رو بررسي ميكنن.

تيمور آجاني كه بالا معرفي كردم اول آدم خوبي بود اما بعدش بد شد. داستانش هم از اين قراره كه چون جيره و مواجبي كه از دولت ميگيره كفاف هفت سر عائله رو نميده مجبور شد كه با كدخدا و شاغلام همكاري كنه تا بلكن از اهالي محل چيزي دربياره.

اون مش قنبر هم كه اول عرض كردم قهوه چي محله است كه بعدا اطلاعات بيشتري دربارش ميدم.

در ضمن يه امامزاده هم سر كوچه درختي كه ميشه سمت شمال محله هست كه مردم خيلي بهش اعتقاد دارن و نذورات زيادي در راهش ميدن و جواب هم ميگيرن و اما نكته ي جالب اينه كه متولي امامزاده اسمش حاج كريمه و دستش با كدخدا تو يه كاسه است و سر هر برج كه ميشه كدخدا ميره امامزاده و هر چي پوله رو جمع ميكنه ميريزه تو كيسه ميبره و سهم بچه ها رو هم ميده.

خب براي اين شماره در حد همين معرفي خوبه هفته ي بعد سعي ميكنم با معرفي بقيه ي اهالي محل و داستانهاي جالبي از اين محله ي باحال در خدمتتون باشم.

امضاء : دخو

تكرار : فردا 14:30

نوشته شده توسط هوبخت در پنجشنبه 11 تیر1388 ساعت 21:11 | لينک ثابت |

 

چند سال پيش بود كه داشتم با يه دوستي صحبت ميكردم( البته اون چندين سال از من بزرگتر بود و تجربه و داناييش هم بيش) بحثش سر قانون و رعايت اون بود ميگفت ما هر جايي كه زندگي ميكنيم يا هر طوري كه رفتاري ميكنيم يه قانوني داره از طبيعت بگير تا قانون اساسي و قانون ديني ما كه قرآن و احكام دين ماست و پيشرفت ما هم در استفاده از اين قانون ها است و سرپيچي از هر كدوم هم ميتونه به ضرر خود و ديگران تموم بشه .

اما راه استفاده از قانون چه جوريه؟

اون طوري كه اون دوست برام توضيح داد گفت ما هر كاري كه ميخايم انجام بديم و با فكر و تجربه و عقل و وجدان و منطقي كه داريم به اون ميرسيم بايد با قانون ها هم مطابقت داشته باشه وگرنه خلاف قانون ميشه ، توجه كنيد كه مطابقت بديم (مثل اينكه دو تا سي دي رو بذاريم رو هم و ميبينيم كه مو هم نميزنه) خب اين شد راه استفاده از قانون. خب تا اينجا كه حرف حساب بود اما جايي ناسره ميشه پاي قدرت به ميان مياد هميشه براي شما دوستان هم پيش اومده كه بعضي جاها انجام بعضي كارها جلوي بعضي افراد باعث اين شده كه مغرور بشيد و فكر كنيد شما نسبت به بقيه ي افراد از جايگاه بالاتري برخورداريد پس ميتونيد نظر خودتون رو بهشون تحميل كنيد يعني باتوجه به حرفهاي چند خط قبل قانون ميشيد شما! و اينجاست كه انتقادپذيري شما هم از ميان ميره و خودكامگي درست ميشه.

( با اجازه يه پرانتز باز كنم كه مثلا دوستي تعريف ميكرد كه  من وقتي آخرين صندلي اتوبوسه ميشينم چون نسبت به بقيه ي افراد بالاتره انگار رو اونا تسلط دارم!!!!)

 اما اگه يه نفر به خود قانون ايراد بگيره چي؟ و بگه چون قانون اشتباهه من رعايتش نميكنم. به نظر من اين هم اشتباهه چون هر چي باشه قانون اگه بد هم باشه از بي قانوني بهتره و به اين معتقدم كه تنها چيزي كه درسته همون قرآنه چون حرف من يا تو نيست بلكه سخن خداييه كه هيچ اشتباهي در او نيست اما منه انسان كه از همون نخست جايزه ي خطا بودم  كه نميتونم قانون رو كامل بنويسم پس قانون هم طي مرور زمانه كه كامل ميشه هر چند كه همونطور كه ميدونيد هزينه هايي هم داره كه من نميخام وارد بحثش بشم.

اما آيا انقلاب براي تغيير قانون درسته؟

اوه تو اين پست چقدر پرسش مطرح كردم اما اين آخريشه. البته همه ي اينهايي كه من ميگم نظر خودمه و يكي از حقوق بشر هم اينه كه هر كسي ميتونه آزاده هر نظري داره بگه( البته بعضي جاها اين حق به قيمت جون تموم ميشه) من هم دوست دارم در صور اسرافيل خودم نظرمو بگم كه اگه انقلاب نشه بهتره و بجاي اون قانون اصلاح بشه و قدرت نهادهاي دموكراتيك كه مردم در انتخاب و نظارت اونها تاثير دارن زياد بشه بهتره تا اينكه همه چيز رو از بين ببري و دوباره بخاي از صفر شروع كني يا واضح تر بگم چرخ رو دوباره اختراع كني.

من اينبار كلي حرف زدم و وارد بحث ها نشدم و دوست دارم اينطور ادامه بدم.

دوستان گلم خوش باشيد و صبور

(هر چند به قول فردي تلخ باشه و به قول دوست، دوست داشتني ديگري مگه صبر هم خوردي؟)

خودم- بله من صبر هم خوردم!


نوشته شده توسط هوبخت در یکشنبه 7 تیر1388 ساعت 19:45 | لينک ثابت |
 

Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By HubakhT

©1386-1387 suse129.blogfa.com ! حق چاپ محفوظ نيست