مهربانی را وقتی دیدم که کودکی خورشید را در دفتر نقاشی اش سیاه کشید تا پدر کارگرش زیر نور افتاب نسوزد.![]()
چه خوب بود هركسي براساس توانايي هايي كه خود خودش داشت سر كار بود.
بحث اين پستم درباره ي پست و مقامهاييه كه بعضي ها دارن ولي به نظر من جايگاهشون اونجا نيست.
من از خيلي قبل به اين موضوع فكر ميكردم و خواستم براش چيزي بنويسم و با پيش اومدن بحث رييس سازمان ميراث فرهنگي راغب تر شدم كه بگم.
آقاي مشايي: ما با ملت اسرائيل دوستيم و مردم آمريكا از برترين ملتهاي دنيا هستند.
آخه يكي نيست بگه مرتيه تو چه كار به اين كارها داري؟
تو وظيفه ي اصليت اينه كه اون اموالي از ايران كه داره ورز به روز در كشورهاي اجنبي فروخته ميشه رو جلوشون رو بگيري و مواظب اين اموال باشي و بيشتر به جهانيان معرفيشون كني نه اينكه بري به عنوان يه وزير امور خارجه بشيني ميتينگ بدي.
ولي بعدش عوض اينكه بياد عذرخواهي بكنه اومد گفت اگه لازم باشه هزار بار ديگه هم تكرار ميكنم.
نميدونم والله پشتش به كجا گرمه كه اينجوري قاطع گفته ولي من شنيدم كه با آقاي رئيس جمهور فاميلي نزديكي داره ( اگه اسپانتا جون ميدونست بگه تا بچه ها هم بدونن) و احتمالا به خاطر همين نسبت فاميلي هم بوده كه اين پست رو گرفته.
اما نفر بعدي مديرعامل سايپا:
نميدونم تو برنامه ي شب شيشه اي رضا رشيدپور ديدينش يا نه؟
اصلا يه رشته هايي رو خونده بود كه هيچ ربطي به مديرعاملي يك شركت خودروسازي بزرگ نداشت و همينطور هم كه خودش اشاره كرد از چند جا فاميل شهيد بود و با چند تن ديگه هم از اعضاي بانفوذ دوست بود و قبلا هم در جاهاي ديگه ي دولتي بوده كه احتمالا خوشش نيومده و گفته بذار اندفعه بريم سايپا ببينم اونجا چه خبراييه؟
نمونه ي بعدي وزير محترم ارتباطات و فناوري اطلاعاته كه در يك اظهارنظر جالب و خنده دار براي ما گفته:
همين سرعت 56 كيلو براي اينترنت ايران بسه ( و البته تو دلش حتما گفته از سرتون هم زياده).
آخه خداييش از رو چه حساب و منطقي اين حرفو زده درجايي كه حتما ميدونيد تو منطقه فقط سرعت اينترنت افغانستان از ايران كمتره كه اون هم تا چند وقت ديگه جلو ميزنه.
پس ايشون يا خودشون نميفهمه كه سرعت اينترنت چيه يا ما رو نفهم گير آورده.
خلاصه اين دل پره از اين افراغدي كه با كمترين دانشي ميان مهمترين مسئوليتها رو ميگيرن و ... .
متاسفانه من بعد كلي كنكاش فهميدم حرفي كه معلم اول راهنماييمون بهمون زد درسته:
آدم بايد تو اين دوره زمونه سه تا ( پ ) داشته باشه كه بتونه به جايي برسه.
پول – پارتي – پدر سوخته بازي(پررويي).
و در آخر :
خدايا به ما
انديشه شريعتي
شهامت مصدق
مرام طالقاني
صبوري خاتمي
عمر جنتي
ثروت رفسنجاني
و اعتماد به نفس احمدي نژاد
عطا كن
آمين
باور كنيد من سياسي نيستم
من فقط يك وبلاگ نويس ساده هستم.
من بيگناهم.
از پشت دیوار به پسرش نگاه می کرد.
پسر، جعبه شیرینی در دست، مشغول تعارف کردن آن به رهگذران بود...
جعبه خالی می شد، در حالی که هنوز چیزی به او نرسیده بود!
آخرین قطعه شیرینی هم که برداشته شد، پسر جعبه خالی را گوشه خیابان رها کرد و رفت.
از اینکه چیزی به او نرسیده بود بسیار ناراحت بود.
ناگهان دسته گنجشکان به جعبه شیرینی و تکه های شیرینی در آن حمله کردند و با شادمانی مشغول خوردن شدند.
حالا مرد خوشحال بود؛
چون با دست پر به آسمان باز می گشت...
حس اول ، تو رو ديدن،از نگاهت منظره چيدن
حس دوم ، افتخار از تو گفتن و شنيدن
حس سوم ، عطر يادت تو هواي من پيچيدن
حس بعدي ، زير بارون مزه ي عشقو چشيدن
لمس يادت ته دنيا
كشف يه خاطر ي گم
حس پيدا شدن صبح
حس آخر ، حس هميشه دوستت داشتن.
تق.. تق.. تق..
سلام ، اگر هستي!
چطوريد؟
خوبيد؟
باز هم بعد سه هفته كه نبودم سرو كلم پيدا شد.
همينطور كه ديديد هم ظاهر وبلاگ تغيير كرده هم مطلبهاش تغيير كرده خب چون خودم هم تغيير كردم .
والله اين فصل نقل و انتقالات فوتبال كه بود من رو هم تحت تاثير قرار داد و هم كمي خودم و به اين ور اونور نقل و انتقال دادم تا آخر بازيكن آزاد اعلام شدم.
چون اين رباط صليبيم پاره شد بعدش ديگه هيچ اميدي به برگشت زودهنگام به ميدانها نداشتم و كفش ها رو آويزون كردم.
ولي بعدش دكترها گفتن جدي نيست ميتوني ادامه بدي و من هم بعد سه هفته استراحت برگشتم ولي خدا رو شكر ديگه با هيچ باشگاهي قرارداد ندارم كه تعهدي چيزي داشته باشم و از اين به بعد كاملا مستقل عمل ميكنم.
همه ي مطلب هاي وبلاگ به پنج بخش زير تقسيم ميشه:
سياه : مطلب هاي يه نمه سياسي
زرد : مطلب هاي جالب و كنجكاوانه . و بيشتر جنبه ي سرگرمي دارن.
خاكستري : مطلب هاي طنز و نقد و شوخي و كنايه آميز
سفيد : خبر ها و شايد تحليلي بر آنان
آبي : مطلب هاي عاشقانه و داستانك هاي آموزنده و تامل برانگيز
كه فكر كنم از تقسيم بندي قبلي بهتر باشه.
بايگاني وبلاگ رو ميخواستم پاك كنم و همه چيز رو از اول شروع كنم ولي ديدم پاك كردم گذشته اصلا خوب نيست و نبايد ازش فرار كرد حالا اگه مطلبي هم در جايي بوده كه خوب نبوده نبايد پاك بشه چون هر چي باشه اعتبار وبلاگ به گذشتش برميگرده و از همون روز اول كه تكامل پيدا نكرده و پله پله اومده تا به اينجا رسيده.
حالا من در همين جا از همه ي دوستاني كه به صورت مستقيم و غيرمستقيم نامي ازشون برده شده كه كم هم نيستن خواهش ميكنم كه اگه با موردي كه نوشته شده موافق نبودن يا فكر ميكنن اشتباه بوده منو ببخشن ، چون همونطور كه قبلا گفتم به تعداد هر بازديدكننده اي ما ميتونيم ديدگاه متفاوت داشته باشيم و راضي نگه داشتن همه هم غير ممكنه ، خلاصه حلال كنيد اگه دربارتون چيزي نوشتم كه باعث ناراحتيتون شد.
اگه ميخواي يه فيلم از دانشگاههاي مريخ ببينيد حتما ترانه ي مادري رو ببينيد كه چه دانشگاه رمانتيكي دارن.
البته يه مسابقه هم داريم كه ميتونيد پيش بيني كنيد آخر قضيه چي ميشه كه به فرد برنده نيز پرايد خانم اديب به رسم يادبود اهدا خواهد شد و البته به عنوان اشانتيون اون آينه بغلي هم كه پويا براي خانم اديب خريد نيز هست.
اگه ميخواي تو اين بي طنزي تي وي ، بخنديد فيلم يوسف پيامبر رو سعي كنيد از دست نديد كه واقعا حيف 6ميليارد كه خرجش كردن و خيلي جاهاش هم تحريف شده.
فرض كنيد خود يهودي ها اين فيلم رو ببيند كه چقد تو سر خودشون ميزنن از دست اين فيلم.
اگه ميخواي اطلاعات سخت افزاري بدست بياري و از اين به بعد در ارتقاي رايانت كمتر كلاه سرت بره يه سر به بيت و بايت بزن و ببين داش سعيد محسني چيكار كرده.
اگه ميخواي بروزترين مطلبهاي عاشقانه و عارفانه رو ببيني باز هم برو به بيت و بايت بخش جمله هاي ..... كه احتمالا تا چند وقت ديگه تو جست و جوي گوگل صدر جدول رو در اختيار ميگيره!.
اگه ميخوايد بازگشت بقيه ي وبلاگهاي بچه ها رو ببينيد خب بريد تو وبلاگشون ديگه .
اگه ميخواي بخند، اگه ميخواي دشنام و ناسزا بده ، حالا هرجور خودت و دلت دوست داره.
اين آخريه رو بعد اينكه مطلب هاي سوسه رو خوندي يكي از حالتهاي بالا بهت دست ميده.
اگه ميخواي خب برو ديگه چيزي نيست.......
آبي
يا
قرمز
ادوارنیوز: یک دانشجوی دختر دانشگاه آزاد لاهیجان با پرتاب خود از پنجره اتاق حراست دانشگاه، به زندگی خود خاتمه داد.
روزنامه اعتماد که این خبر تاسف بار را منتشر ساخته در این خصوص نوشته است: يکي از دانشجويان دانشگاه آزاد لاهيجان روز گذشته اقدام به خودکشي کرد. بنا بر گزارش هاي رسيده اين دانشجوي دختر که به دليل نامشخصي به اتاق حراست دانشکده فني اين دانشگاه مراجعه کرده بود، بعد از دقايقي خود را از پنجره اتاق- واقع در طبقه چهارم- به پايين انداخت و به زندگي خود پايان داد. با اين حال هنوز از دليل احضار- يا مراجعه- دختر دانشجو به حراست خبر موثقي در دست نيست. يکي از دانشجويان دانشگاه آزاد لاهيجان در گفت وگو با اعتماد گفت؛«ما هم اطلاعي از دليل حضور دوست مان در حراست نداريم، فقط طبق اطلاعات ما ايشان امروز در سر جلسه امتحان هم حاضر نشده بود.» بنا برگزارش هاي رسيده ماموران انتظامي و مسوولان دانشگاه دقايقي پس از وقوع حادثه با حضور در محل، تحقيقات خود را براي بررسي قضيه آغاز کردند. حضور در محل، تحقيقات خود را براي بررسي قضيه آغاز کردند.
با اينكه خبر دير به دستم رسيد ولي چون مربوط به دانشجو بود و ما هم ناسلامتي دانشجوييم گفتم بد نيست از اتفاقهايي كه پيرامونمون ميفته بي خبر باشيم.
چطوريييييييييييييييييييييييييييييييييييييد؟
خوبيد؟
پس بخنديد.
حتي يه لبخند كوچولو.
دو تا توصيه :
1- هميشه بخنديد و دليلي براي خنده داشته باشيد، يه مثال:
تو خيابون كه در حال راه رفتن و قدم زدن هستيد چهره هاي گوناگوني رو ميبينيد،اينبار كمي بيشتر دقت كنيد كه آخه در اين همه جمعيت چندتاشون در حال لبخند زدن هستند و قيافشون اخمو نيست حالا شايد بگيد من خودم هم اخمو هستم و نميخندم ، آره خب خودم هم يه ذره اخمو تشريف دارم كه خوب نيست پس بهتره همه باهم سعي كنيم به جاي اينكه سگرمه هامون تو هم باشه و هيشكي جرئت نكنه حتي نگاهمون كنه، بخنديم و حس مثبتي رو كه داريم به همه منتقل كنيم،هميشه يه جك دسته اول هم تو ذهنتون باشه كه تعريف كنيد و بخنديد.
2- به هم كمك كنيم هرطوري كه شده.مثلا تو اين فيلم ها ديديد طرف داره ميميره بعد دوستش ميگه ميخواي كمكت كنم!! يا چه كمكي از دست من ساخته است!!!!!!! و... .
خب پرسش مزخرفيه ديگه نه؟
نيكي و پرسش ،خب اگه كاري از دستت برمياد انجام بده ديگه حتما كه نبايد بهش بگي !!!
اصلا از قديم و نديم ميگن اقلا يه گربه رو بزن تا چهار تا موش شاد بشن.
خب بريم سر اصل مطلب.
اصل مطلب اينه كه با عرض(تاسف يا شادي)اين وبلاگ تا سه هفته ي ديگه بروز نميشه ، چون من ميرم سركار و دانشگاه هم تعطيله و مطلبي هم نيست كه فعلا بهش پرداخته بشه ، موقع استراحت هم هست، هم استراحت من هم وبلاگ و هم شما.
قول ميدم وقتي اومدم با شكل و شمايل جديد و مطلب هاي متفاوت و چيزهاي بهتر بيام تا مورد پسند شما خوانندگان خوب و بامعرفت اين وبلاگ قرار بگيره.
خب ديگه سخني نميمونه جز يه چيزي اونم دوريه.
كه زودي مث همين تابستون(كلي مزخرف) ميگذره و تموم ميشه.
همتونو دوست دارم.باور نمكنيد ؟
اين هم ضربان قلبم.......


