(پارسال همين موقع)يه دوست صميمي دارم كه از راهنمايي با هميم و در حين اينكه از گذشته با هم ميگفتيم و ميخنديديم نميدونم چي شد كه اين حرفها رو برام زد.
شب با رفيقم كه تازه گواهينامه گرفته بود رفتيم خيابون گردي اين پايين شلوغ بود گفتيم بريم بالا شايد بهتر و خلت تر باشه و يه سير و سياحتي هم كرده باشيم!
همونجا مستقيم گرفتيم از شرق رفتيم بالا تا تجريش و از غرب اومديم پايين و هرچي جلوتر ميرفتيم اوضاع عوض ميشد، لباسها ،ماشينها ( سعيد يه ماشين ديدم كه عمرا تو عمرت ديده باشي) و دختراي راننده با ماشينهاي مدل بالا . راستي ميدوني اون موقع شب كجا ميرفتن؟ اون بالاها چه خبره؟ من اين چيزها رو اينجا خيلي كم ديدم . اين وبلاگها رو هم كه ميخونم شاخ درميارم : مسافرت خارج ، اسكي ، يه ماشين خودش يه ماشين باباش سه تا هم تو حياط ! پارتي و رقص دختر پسرا... شايد بگين من جوادم و امل و يا اصلا "..." ( البته هم خود نويسنده هم گوينده) هستم ! نه من همين جا هستم : جنوب شهر ، اينجا هم عشق و عاشقي هست. شما داستانهاي عشقيتون رو گفتين؟ حالا گوش كنيد.
بچه محلمون عاشق دختر سر كوچه شد.تو مكانيكي كار ميكرد.پول نداشت. اما خوشبختانه دختره ميخواستش. خواستگار خوب اومد برا دختره. داداشاش به پسره گفتن بكش كنار.نكشيد. گفتن اوضاع ناموسي ميشه ها (ميدونيد يعني چي ؟ اگه نميدونيد بخونيد). كنار نرفت . خواستگار ول كرد رفت. داداشها و باباي دختره ميگن تقصير اين بوده و يه شب كشيدنش خونشون و تا صبح تو زير زمين زدن لت و پارش كردن و صبح و كشتنش و جالب اينه كه ميرن كلانتري و ميگن جناب سروان ما يه نفرو كشتيم و برين بيارينش!
حالا اون مينويسه كه : عشقم بهم گفت "بلا" منم بهش گفتم ديگه باهات نميرقصم!!!
حالا توجهتونو به اپيزود بعدي جلب ميكنم اون عاشقاي اكشن خارجي كه من اسم فيلمها رو ديگه نميبرم. اينجا اكشن هم هست.
يه خونه 40متري( تا حالا ديدين؟ يه اتاق پايين و يه دخمه بالا ) . سه تا داداش با مادرشون همچين جايي ميشستن . مادر مهربون خونه داره سبزي خورد ميكنه ،داداشا سر پول قبض برق ( حالا شما فكر كن 3هزار تا) بحثشون ميشه. مادر از يكي طرفداري ميكنه و اون يكي هم ناراحت ميشه و چاقو رو از دست ننه ميگيره و همون جا شكمش رو سفره ميكنه. بردنش بازداشت تا قضيه روشن بشه چهلم اون بدبخت هم نشده بود كه تو زندان خودكشي كرد.
قشنگ بود نه؟ خوراك مسعود كيميايي و بهروز و البته جشنواره.
و ما هم در حال تخمه شكستن بشينيم و درونمايش رو نقد كنيم اما قبل از اينكه بري تو فكر، آتش در نيستان ناظري رو هم خوب گوش كن:
"درد بي دردي علاجش آتش است".
اگه كسي هم گفت خوب من بابام داره . به همه هم كه نميتونم كمك كنم پس خودم استفاده ميكنم يه روز باباش بگه :
- سلام
- سلام بابايي
- بابا تو خيلي پول داري نه؟ اين هوا( دو تا دستش رو تا جايي كه ميتونه باز كنه)
- آره بابايي
- بابا ! بيست سال پيش كه از شهرمون اومدي تهران هم همينقدر پول داشتي؟
- نه بابايي.
- پس بابا اينا رو چجوري جمع كردي؟
و ... جواب رو تو بلاگش كه ازش قلب هم ميباره بنويسه.
ديگه رفتم.
سلام به سعید و معين ، اين پست فقط واسه شماست و به همين دليل گذاشتمش تو ادامه ي مطلب بخونيد و انقدر به من انتقاد نكنيد!!
به جای اینکه راست بشینیم، کج حرف بزنیم
کج بنشینیم ، راست حرف بزنیم
کی از کی می ترسه؟
موش از گربه
گربه از سگ
سگ از بچه تخص و شیطون
بچه تخص و شیطون از باباش
باباش از مامانش
مامانش از موش
موش از گربه...
برای دموکراسی ، انتخابات لازم است
برای انتخابات ، تبلیغات لازم است
برای تبلیغات ، پول لازم است
برای پول ، پولدار لازم است
برای پولدار شدن، Insider در سیاست لازم است ( Insider wissen einfach mehr und alles viel früher direkt von der Quelle)
برای Insider شدن وجهه لازم است
برای کسب وجهه ، ارتباط با روحانیان لازم است
برای ارتباط با روحانیان، حور در مراکز دینی و مذهبی و پرداخت صدقه و خمس و ذکات لازم است
ادامه حیات سیاسیون و مذهبیون و نظامیون و اقتصادیون نه تنها در ایران بلکه در همه کره زمین به شدت به یکدیگر مرتبط است
باید نیروانا شد تا از این حلقه شیطانی برون رفت.
منبع : نميگم.
به نام خدا
بعد مدت مديدي اومدم تا وبلاگ رو بروز كنم. اين هفته از بوق سگ تا اله شوم با يكي از دوستان كار ميكرديم و كاري بود بس سنگين كه بالاخره امروز با 70% پيشرفت فيزيكي بالاخره به بهره برداري آزمايشي رسيد.
راستش اين مطلبي هم كه ميخام بگم بيشتر انگيزه اي شد كه بيام.
ديروز با دوستم صحبت ميكردم و گفت ميخام يه آهنگ برات بذارم كه حال كني گفتم بذا ببينيم.
ديدم آهنگي گذاشت كه خوانندش لهراسبي بود گفتم اين چيه بابا حالم به هم خورد!
گفت تو هم حكايت اين بيت شعري كه ميگه
اشتر به شعر عرب .... بقيش رو نه من يادم بود و نه اون.
خلاصه گفتم آره بابا من خوشم نمياد از اين شعرها و فيلم هاي دختر پسري مزخرف كه اول تا آخر فيلم رو يه سري آدم هاي خوب (كه احتمالا ريش هم دارن) و آدم هاي بد( كه اگه پسر باشن موهاي فشن و اگه دختر باشن مثلا بدحجاب و مرد باشن كروات و مايه دار ) چه موسيقيش چه فيلمش بدم مياد و وقت ندارم بذارم اين چرت و پرت ها رو ببينم!)
قربانت.
مواظب خودت باش.

