چند سال پيش بود كه داشتم با يه دوستي صحبت ميكردم( البته اون چندين سال از من بزرگتر بود و تجربه و داناييش هم بيش) بحثش سر قانون و رعايت اون بود ميگفت ما هر جايي كه زندگي ميكنيم يا هر طوري كه رفتاري ميكنيم يه قانوني داره از طبيعت بگير تا قانون اساسي و قانون ديني ما كه قرآن و احكام دين ماست و پيشرفت ما هم در استفاده از اين قانون ها است و سرپيچي از هر كدوم هم ميتونه به ضرر خود و ديگران تموم بشه .
اما راه استفاده از قانون چه جوريه؟
اون طوري كه اون دوست برام توضيح داد گفت ما هر كاري كه ميخايم انجام بديم و با فكر و تجربه و عقل و وجدان و منطقي كه داريم به اون ميرسيم بايد با قانون ها هم مطابقت داشته باشه وگرنه خلاف قانون ميشه ، توجه كنيد كه مطابقت بديم (مثل اينكه دو تا سي دي رو بذاريم رو هم و ميبينيم كه مو هم نميزنه) خب اين شد راه استفاده از قانون. خب تا اينجا كه حرف حساب بود اما جايي ناسره ميشه پاي قدرت به ميان مياد هميشه براي شما دوستان هم پيش اومده كه بعضي جاها انجام بعضي كارها جلوي بعضي افراد باعث اين شده كه مغرور بشيد و فكر كنيد شما نسبت به بقيه ي افراد از جايگاه بالاتري برخورداريد پس ميتونيد نظر خودتون رو بهشون تحميل كنيد يعني باتوجه به حرفهاي چند خط قبل قانون ميشيد شما! و اينجاست كه انتقادپذيري شما هم از ميان ميره و خودكامگي درست ميشه.
( با اجازه يه پرانتز باز كنم كه مثلا دوستي تعريف ميكرد كه من وقتي آخرين صندلي اتوبوسه ميشينم چون نسبت به بقيه ي افراد بالاتره انگار رو اونا تسلط دارم!!!!)
اما اگه يه نفر به خود قانون ايراد بگيره چي؟ و بگه چون قانون اشتباهه من رعايتش نميكنم. به نظر من اين هم اشتباهه چون هر چي باشه قانون اگه بد هم باشه از بي قانوني بهتره و به اين معتقدم كه تنها چيزي كه درسته همون قرآنه چون حرف من يا تو نيست بلكه سخن خداييه كه هيچ اشتباهي در او نيست اما منه انسان كه از همون نخست جايزه ي خطا بودم كه نميتونم قانون رو كامل بنويسم پس قانون هم طي مرور زمانه كه كامل ميشه هر چند كه همونطور كه ميدونيد هزينه هايي هم داره كه من نميخام وارد بحثش بشم.
اما آيا انقلاب براي تغيير قانون درسته؟
اوه تو اين پست چقدر پرسش مطرح كردم اما اين آخريشه. البته همه ي اينهايي كه من ميگم نظر خودمه و يكي از حقوق بشر هم اينه كه هر كسي ميتونه آزاده هر نظري داره بگه( البته بعضي جاها اين حق به قيمت جون تموم ميشه) من هم دوست دارم در صور اسرافيل خودم نظرمو بگم كه اگه انقلاب نشه بهتره و بجاي اون قانون اصلاح بشه و قدرت نهادهاي دموكراتيك كه مردم در انتخاب و نظارت اونها تاثير دارن زياد بشه بهتره تا اينكه همه چيز رو از بين ببري و دوباره بخاي از صفر شروع كني يا واضح تر بگم چرخ رو دوباره اختراع كني.
من اينبار كلي حرف زدم و وارد بحث ها نشدم و دوست دارم اينطور ادامه بدم.
دوستان گلم خوش باشيد و صبور
(هر چند به قول فردي تلخ باشه و به قول دوست، دوست داشتني ديگري مگه صبر هم خوردي؟)
خودم- بله من صبر هم خوردم!

